بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
86
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
و شيرينى خود اكثر مردم را زيان دارد و صحت را به شيرينى حفظ نتوان كردن مگر آنكه به سال هاى بسيار عادت كنند و بيمارىها كشند و اگر جان به سلامت برند و صحيح شوند ، چون عادت شده باشد موجب حفظ صحت گردد . و اكثر غذاى اصحا كه غير زورگيرانند نانهاى جو و فطير يا گندم يا گاورس و گاهى غير فطير بود يا دوغ و ماست و يا پنير و آشهاى پردمبه و با روغن و به سركه قاتق كرده و يا به دوغ و قروت و اشباه آن فافهم . و دوغ و ماست جميع اصحا را موافق بود چنانچه به مناسبت طبع حيوانى اكثر مردم را مناسب آيد . و كسانى كه به كتب نظر كردهاند و مقلداند و دوغ و ماست و سركه و ساير ترشىها را منع مىكنند ، خود اكثر مريض باشند و كسى به حفظ صحت به طريق ايشان تندرست نباشد و اين غذاها كه عد كرديم و به حسب تجربه اكثر مردم را حقيقت اينها معلوم است ، جمله غذاهاى غليظ است . و اين هنگام به حسب اين تجربه و اين تتبع ، اگر كسى گويد كه حفظ صحت به غذاهاى غليظ مىبايد كرد صحيح بود . ليكن قبل از تمهيد اين مقدمات اين سخن بس عجب مىنمايد فافهم و اتبع . و ميوهخواران كمتندرست باشند و اكثر جاها كه ميوه بسيار بود بيمارى بسيار بود . اما اگر كسى به يك ميوه يا دو ميوه عادت كند و بر سبيل رياضت خورد يمكن كه مدد صحت گردد مثل انگور كه در بعضى ممالك سال به سال بماند و خربزه و انار به تخصيص خربزه خوب كه نفع بسيار دارد و خواص نيكوش بسى است . اما هر ميوه كه در عرض همه سال نگاه نتوان داشتن عادت را نشايد . اما علاج مرض را شايد نه حفظ صحت را و ميوهء خشك را چون همه سال نگاه مىتوان داشتن اگر عادت كنند زيان ندارد . فاما آنچه مشاهد است ميوهخوار و شيرينىخوار صحيح طويل العمر كمياب است و غرض از شيرينى خوار و ميوهخوار نه آن است كه گاهى خورند . چه اين خود اكثر مردم را ميسر است . و اصل غذاى صحيح نان بود و آش آردينه و برنجينه . اما صحت برنجخوار كمتر از صحت جوخوار و گندم خوار بود . و بر بعضى دواها عادت كردن چون زرنيخ و رس و بلادر و امثال آنها حافظ صحت را جايز است بلكه او را ناچار است از دوايى كه در او تحذيرى و يا امساك قوتى باشد به سكر و غير آن چه تحليل بسيار است و چنانكه غذا بدل مىيابد تحليل قوا بدل نمىيابد . پس چيزى كه حفظ قوتها كند بدين نوع مذكور تواند بود و افضل همه سمومات است ، پس جوز ماثل مربى ، پس جوزبوا و ما اشبها . ليكن بر يك دوا اقتصار اولى باشد بر سبيل عادت و هر غذا كه حافظ صحت خورد بايد كه هنوز اشتها لختى باقى بود كه بس كند و آيه كريمه كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا به اين معنى شاهد است . و كمخواران به اختيار به غير افراط دايم تندرست باشند . و حمام حافظ صحت را مضر است . و خواب روز بسى زيان دارد و شب بسيار خفتن هم زيان دارد و خواب و بيدارى هم بر سبيل رياضت و عادت بايد . و جماع هم زيان دارد بلاخلاف .